رواندا بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی)

بدهی دولت مرکزی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی.

آخرین داده‌های موجود

این صفحه از آخرین مشاهدات موجود World Bank (1992) استفاده می‌کند. مجموعه‌داده‌های سطح کشور اغلب از سال تقویمی جاری عقب هستند زیرا به گزارش‌دهی و اعتبارسنجی رسمی وابسته‌اند.

World Bank 1992
مقدار فعلی (1992)
۴۸٫۴۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی
رتبه‌بندی جهانی
#22 از 54
پوشش داده‌ها
1990–1992

روند تاریخی

۴۷٫۶۷ ۴۸٫۱۳ ۴۸٫۶ ۴۹٫۰۶ ۴۹٫۵۳ ۴۹٫۹۹ 199019911992
روند تاریخی

نمای کلی

بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) رواندا در سال 1992 برابر با ۴۸٫۴۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی بود و در رتبه #22 از 54 کشور قرار گرفت.

بین سال‌های 1990 و 1992، بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) رواندا از ۴۹٫۸ به ۴۸٫۴۳ (-2.7%) تغییر کرد.

رواندا کجاست؟

رواندا

قاره
آفریقا
کشور
رواندا
مختصات
-2.00°, 30.00°

داده‌های تاریخی

سال مقدار
1990 ۴۹٫۸ ٪ از تولید ناخالص داخلی
1991 ۴۷٫۸۶ ٪ از تولید ناخالص داخلی
1992 ۴۸٫۴۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی

مقایسه جهانی

در میان همه کشورها، زامبیا بالاترین بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) را با ۱۶۴٫۷ ٪ از تولید ناخالص داخلی دارد، در حالی که لوکزامبورگ پایین‌ترین را با ۲٫۶۲ ٪ از تولید ناخالص داخلی دارد.

رواندا درست بالاتر از بوتان (۴۷٫۴۸ ٪ از تولید ناخالص داخلی) و درست پایین‌تر از هند (۴۹٫۶۸ ٪ از تولید ناخالص داخلی) قرار دارد.

تعریف

بدهی دولت که به عنوان بدهی عمومی نیز شناخته می‌شود، نشان‌دهنده کل تعهدات مالی است که یک دولت برای تأمین مالی کسری بودجه و سرمایه‌گذاری‌های عمومی خود در طول زمان متحمل شده است. این شاخص معمولاً بدهی ناخالص دولت عمومی را اندازه‌گیری می‌کند که شامل دولت مرکزی، منطقه‌ای و محلی و همچنین صندوق‌های تأمین اجتماعی می‌شود. این شاخص اغلب به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی (GDP) بیان می‌شود تا زمینه‌ای در مورد توانایی یک ملت برای بازپرداخت تعهداتش نسبت به اندازه اقتصادش فراهم کند. محاسبه شامل جمع تمام بدهی‌های معوق، از جمله اوراق قرضه دولتی، اسناد خزانه و وام‌ها است. برخلاف کسری بودجه که کمبود بین درآمد و هزینه را در یک دوره واحد اندازه‌گیری می‌کند، بدهی دولت معیار تجمعی تمام کسری‌های گذشته است. سطوح بالای بدهی نسبت به خروجی اقتصادی می‌تواند بر نرخ بهره، رتبه‌بندی اعتبار حاکمیتی و فضای مالی موجود برای هزینه‌های عمومی آینده در زیرساخت‌های حیاتی، مراقبت‌های بهداشتی یا آموزش تأثیر بگذارد.

فرمول

نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی = (کل بدهی معوق دولت ÷ تولید ناخالص داخلی اسمی) × 100

روش‌شناسی

جمع‌آوری داده‌ها برای بدهی دولت عمدتاً بر گزارش‌های وزارتخانه‌های دارایی ملی، بانک‌های مرکزی و سازمان‌های بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی متکی است. چشم‌انداز اقتصاد جهانی IMF و پایگاه داده جهانی بدهی به عنوان منابع اصلی برای مقایسه‌های استاندارد بین کشوری عمل می‌کنند. یک محدودیت قابل توجه در جمع‌آوری داده‌ها، تفاوت بین گزارش‌دهی بدهی ناخالص و بدهی خالص است. بدهی ناخالص شامل تمام تعهدات مالی است، در حالی که بدهی خالص دارایی‌های مالی نقد در اختیار دولت را کسر می‌کند. علاوه بر این، کشورها ممکن است از استانداردهای حسابداری متفاوتی مانند حسابداری نقدی در مقابل حسابداری تعهدی استفاده کنند. برخی از کشورها همچنین ممکن است بدهی‌های شرکت‌های دولتی (SOEs) یا دولت‌های محلی را حذف کنند که می‌تواند منجر به دست‌کم گرفتن کل تعهدات عمومی شود. مقایسه همچنین به دلیل نوسانات ارز زمانی که بخش قابل توجهی از بدهی به ارزهای خارجی است، پیچیده می‌شود.

انواع روش‌شناسی

  • بدهی ناخالص دولت. ارزش کل تمام تعهدات مالی بدهکار توسط دولت بدون کسر هیچ‌گونه دارایی مالی جبران‌کننده.
  • بدهی خالص دولت. با کسر ارزش دارایی‌های مالی نقد در اختیار دولت، مانند وجه نقد و اوراق بهادار، از بدهی ناخالص محاسبه می‌شود.
  • بدهی عمومی خارجی. بخشی از بدهی دولت یک کشور که به طلبکاران خارجی تعلق دارد و اغلب مستلزم بازپرداخت به ارز خارجی است.

تفاوت منابع

صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ممکن است ارقام متفاوتی را گزارش کنند زیرا IMF اغلب از تعریف گسترده‌تری از دولت عمومی استفاده می‌کند، در حالی که منابع ملی ممکن است تنها بر بدهی دولت مرکزی تمرکز کنند. اختلافات همچنین ناشی از روش‌های متفاوت ارزش‌گذاری بدهی به ارزش اسمی یا ارزش بازار است.

مقدار خوب چیست؟

نسبت بدهی به GDP زیر 60% اغلب به عنوان معیاری برای ثبات مالی در بازارهای توسعه‌یافته ذکر می‌شود. نسبت‌های بالای 90% مکرراً با رشد اقتصادی بلندمدت کندتر همراه است، در حالی که برای بازارهای نوظهور، آستانه نگرانی معمولاً پایین‌تر و حدود 40% تا 50% است.

رتبه‌بندی جهانی

رتبه‌بندی بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) برای سال 1992 بر اساس داده‌های World Bank، شامل 54 کشور.

بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) — رتبه‌بندی جهانی (1992)
رتبه کشور مقدار
1 زامبیا ۱۶۴٫۷ ٪ از تولید ناخالص داخلی
2 اردن ۱۵۲٫۶ ٪ از تولید ناخالص داخلی
3 کنگو - کینشاسا ۱۲۸٫۴۴ ٪ از تولید ناخالص داخلی
4 جامائیکا ۱۲۳٫۶۱ ٪ از تولید ناخالص داخلی
5 اسرائیل ۱۱۴٫۱۲ ٪ از تولید ناخالص داخلی
6 سری‌لانکا ۹۵٫۳۶ ٪ از تولید ناخالص داخلی
7 سنگاپور ۸۱٫۸۸ ٪ از تولید ناخالص داخلی
8 پرو ۸۰٫۱۴ ٪ از تولید ناخالص داخلی
9 ایتالیا ۷۷٫۲۹ ٪ از تولید ناخالص داخلی
10 مجارستان ۷۵٫۲۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی
22 رواندا ۴۸٫۴۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی
50 استرالیا ۱۴٫۱۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی
51 بوتسوانا ۱۲٫۵۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی
52 تایلند ۱۰٫۸۸ ٪ از تولید ناخالص داخلی
53 کرهٔ جنوبی ۹٫۶۸ ٪ از تولید ناخالص داخلی
54 لوکزامبورگ ۲٫۶۲ ٪ از تولید ناخالص داخلی
مشاهده رتبه‌بندی کامل

روندهای جهانی

روندهای جهانی اخیر نشان می‌دهد که کل بدهی دولت پس از جهش شدید در طول همه‌گیری جهانی، در سطح تاریخی بالایی تثبیت شده است. در حالی که رشد اقتصادی در ابتدا به کاهش نسبت‌های بدهی به GDP کمک کرد، انتقال به محیطی با نرخ بهره بالاتر، هزینه خدمات این بدهی را افزایش داده است. بسیاری از دولت‌ها اکنون بخش بزرگ‌تری از بودجه خود را به جای خدمات عمومی به پرداخت‌های بهره اختصاص می‌دهند. علاوه بر این، واگرایی فزاینده‌ای بین اقتصادهای پیشرفته که اغلب می‌توانند به دلیل اعتماد سرمایه‌گذاران سطوح بدهی بالاتری را تحمل کنند، و کشورهای کم‌درآمد که با نقدینگی دست و پنجه نرم می‌کنند، وجود دارد. داده‌های اخیر نشان می‌دهد که تقریباً 60% از کشورهای کم‌درآمد در معرض خطر بالای بحران بدهی هستند یا در حال حاضر در آن قرار دارند. این امر منجر به بحث‌های بین‌المللی در مورد تجدید ساختار بدهی و پایداری مسیرهای مالی فعلی در عصر تغییرات جمعیتی و نیازهای هزینه‌ای مرتبط با اقلیم شده است. میانگین جهانی نسبت بدهی به GDP به طور قابل توجهی بالاتر از سطوح دیده شده قبل از بحران مالی 2008 باقی مانده است.

الگوهای منطقه‌ای

اقتصادهای پیشرفته به دلیل بازارهای مالی عمیق‌تر و اعتماد بالاتر سرمایه‌گذاران، عموماً نسبت‌های بدهی به GDP بالاتری نسبت به بازارهای نوظهور حفظ می‌کنند. ژاپن با نسبتی بیش از 250% که عمدتاً توسط سرمایه‌گذاران داخلی تأمین مالی می‌شود، یک استثنای قابل توجه باقی مانده است. در ایالات متحده و بخش‌هایی از منطقه یورو، سطوح بدهی مکرراً از 100% GDP فراتر می‌رود. در مقابل، بسیاری از کشورهای جنوب صحرای آفریقا و آمریکای لاتین با نسبت‌های بدهی مطلق پایین‌تر اما خطرات بالاتر بحران بدهی به دلیل نرخ‌های بهره بالاتر و وابستگی به استقراض با ارز خارجی مواجه هستند. بازارهای نوظهور در آسیا با گسترش پروژه‌های زیرساختی شاهد افزایش مداوم بدهی عمومی بوده‌اند. در همین حال، کشورهای صادرکننده نفت در خاورمیانه اغلب در دوره‌های قیمت بالای انرژی، سطوح بدهی پایین‌تری را حفظ می‌کنند و از صندوق‌های ثروت حاکمیتی برای جبران تعهدات استفاده می‌کنند.

درباره این داده‌ها
منبع
World Bank GC.DOD.TOTL.GD.ZS
تعریف
بدهی دولت مرکزی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی.
پوشش
داده‌ها برای 54 کشور (1992)
محدودیت‌ها
داده‌های برخی کشورها ممکن است ۱-۲ سال تاخیر داشته باشند. پوشش بر اساس شاخص متفاوت است.

سوالات متداول

بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) رواندا در سال 1992 برابر با ۴۸٫۴۳ ٪ از تولید ناخالص داخلی بود و در رتبه #22 از 54 کشور قرار گرفت.

بین سال‌های 1990 و 1992، بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) رواندا از ۴۹٫۸ به ۴۸٫۴۳ (-2.7%) تغییر کرد.

بدهی دولت کل مبلغ انباشته شده‌ای است که یک دولت به طلبکاران بدهکار است، در حالی که کسری بودجه تفاوت بین هزینه‌های دولت و درآمدهای آن در یک دوره است. وقتی دولتی با کسری مواجه می‌شود، باید پول قرض کند که این امر کل بدهی معوق آن را افزایش می‌دهد.

نسبت بدهی به GDP بدهی عمومی یک کشور را در برابر کل خروجی اقتصادی آن اندازه‌گیری می‌کند. این نسبت نشان‌دهنده ظرفیت یک ملت برای خدمت یا بازپرداخت بدهی‌هایش است. نسبت بالاتر نشان می‌دهد که بدهی نسبت به اقتصاد بزرگ است، که ممکن است نشان‌دهنده خطرات بالقوه برای پایداری مالی بلندمدت یا اعتبار باشد.

بدهی بالای دولت ذاتاً بد نیست اگر وجوه قرض گرفته شده برای سرمایه‌گذاری‌هایی استفاده شود که رشد اقتصادی بلندمدت را تحریک می‌کنند، مانند زیرساخت‌ها یا آموزش. با این حال، زمانی مشکل‌ساز می‌شود که پرداخت‌های بهره بیش از حد از درآمد را ببلعد یا زمانی که سرمایه‌گذاران اعتماد خود را به توانایی دولت برای بازپرداخت از دست بدهند که منجر به نرخ‌های بالاتر می‌شود.

دولت‌ها به طلبکاران مختلفی از جمله افراد داخلی و خارجی، بانک‌ها، صندوق‌های بازنشستگی و سایر دولت‌ها بدهکار هستند. بخش بزرگی از بدهی عمومی اغلب به صورت داخلی توسط بانک مرکزی خود کشور یا شهروندان خصوصی از طریق خرید اوراق قرضه دولتی و اسناد خزانه نگهداری می‌شود.

یک دولت می‌تواند نسبت خود را با افزایش رشد اقتصادی که مخرج GDP را گسترش می‌دهد، یا با دستیابی به مازاد بودجه از طریق کاهش هزینه‌ها و افزایش مالیات کاهش دهد. تورم نیز می‌تواند ارزش واقعی بدهی‌های موجود را کاهش دهد، اگرچه این امر اغلب پیامدهای منفی برای اقتصاد گسترده‌تر و هزینه‌های استقراض آینده دارد.

آمار بدهی دولت (٪ از تولید ناخالص داخلی) برای رواندا از API داده‌های باز World Bank تهیه می‌شود که گزارش‌های آژانس‌های آماری ملی و سازمان‌های بین‌المللی تأیید شده را جمع‌آوری می‌کند. این مجموعه داده سالانه با دریافت گزارش‌های جدید، معمولاً با تأخیر ۱ تا ۲ ساله، به‌روزرسانی می‌شود.